موضوع بندی
» آیه نوشت (19)  
» غر نوشت (42)  
» دل نوشت (179)  
» دیگر نوشت (58)  
» شعر نوشت (115)  
» طنز نوشت (16)  
» آدم نوشت (306)  
» وصیت نوشت (29)  
» مناجات نوشت (26)  
» داستان نوشت (16)  
» کربلا نوشت (4)  
» دیالوگ نوشت (7)  
» عکس نوشت (4)  
» کتاب نوشت (32)  
» کاریکلماتور نوشت (3)  
» صوت نوشت (8)  
» حدیث نوشت (6)  
» پیشنهاد نوشت (2)  
نویسندگان
» ستایش (846)   
» بهانه (130)   
» هلیا (74)   
» بنیامین (64)   
» آصف (59)   
» عروسک پارچه ای (39)   
» ماه بانو (39)   
» ترانه بانو (33)   
» صـــاد (22)   
» کوثر (19)   
» فهیمه (18)   
» کتاب‌خوار (16)   
» فهمیرا (16)   
» ریحان (15)   
» دختری از سیدنی (14)   
» ماه ناتمام (12)   
» مصطفا (10)   
» والمری (6)   
» لفی خسر (6)   
» عروسک پارچه ای (5)   
» آرامش (4)   
» فاطمه (1)   
تعداد بازدیدکنندگان : 513610


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 28 آبان ماه سال 1390 ساعت 2:15 PM

این روزها خیلی ها ، خیلی کارها را در حق آدم می کنند و آخرش می گویند:

«ببخشید. حلال کنید.»

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 27 شهریور ماه سال 1390 ساعت 2:42 PM
جای خالی، با خیال پر نمی‌شود
بخواب ...!
نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 9 شهریور ماه سال 1390 ساعت 00:55 AM
ما را "عرزشی" بخوانید و مسخره کنید
ما را به جرم دوست داشتن خدای قادر، حکیم، رئوف، رحیم ، لایوصف مسخره کنید
ما را به جرم رعایت نظم دنیا،
ما را به جرم رعایت حقوق آدمها،
ما را به جرم ایمان و باورمان مسخره کنید ...
و خود را مرکز دنیا و روشنفکر بدانید
شمایی که همه‌ی عشقتان خلاصه می‌شود در یک موجود ضعیف، ذلیل و ناتوانی چون خودتان ....
شمایی که ابایی نداری از جاری ساختن هر کلمه و جلمه‌ای به زبانت...
شمایی که هنوز برای جسم و روح خودت هم احترام قائل نیستی ...
شمایی که جهادت، روشنفکریت، همه ی دنیایت خلاصه می‌شود در توییتر و وبلاگ و فیس‌بوک و گودرت ...

چه کسی قابل تمسخر است؟!


نوشته شده توسط هلیا | چاپ یادداشت | 19 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 9 مرداد ماه سال 1390 ساعت 9:16 PM
اگر غرب، از جسم زن، در تبلیغاتش سوء استفاده می‌کند
اینجا از شخصیت و روح زن مایه می‌گذارند ...
بله گفتن به آقا داماد بعد از دیدن لیبل فرش

انتخاب همسر بر اساس نوع حساب پس‌انداز

مقایسه شدن تمام کمالات و شخصیت یک زن با طعم چای ... ‌

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 4 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 15 تیر ماه سال 1390 ساعت 9:01 PM

این روزا هر کیو می بینم داره تند تند با خودش مرور می کنه برای شوهرش چکارا کنه که آقا یه وقت چشمش این ور و اون ور ندوه!

اتوی به موقع لباسا، مرتب کردن مدام خونه، همیشه روفرم بودن و خوب پوشیدن و خوب گشتن، غذاهای لذیذ پختن، همیشه راضی و سر به راه بودن، آپ تو دیت و اجتماعی بودن، احیانا نی نی رو همیشه ساکت و تمیز و تپلی نگه داشتن و ....

از اون ور تنها سرویسی که داده می شه، دنبال کس دیگه ای نرفتنه!

عامو خب چرو؟

نوشته شده توسط ترانه بانو | چاپ یادداشت | 8 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 29 خرداد ماه سال 1390 ساعت 7:08 PM
باور کنید ما در یک "تیمارستان بزرگ" زندگی می کنیم!
نوشته شده توسط هلیا | چاپ یادداشت | 4 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1390 ساعت 02:03 AM

 

یاد بچه گی بخیر 

یاد روستا 

... 

 کفش های پاره و ُ

پاچه ی گلی  

... 

زنده باد زندگی ساده ی دلی ! 

... 

مرگ بر شهر مرده ی اراذلی  

تیرباران شده مهر و عاطفه

مرگ بر سیاست ِ ماکیاولی !!!

× تکه ای از یک شعر بلند ×

نوشته شده توسط لفی خسر | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 17 فروردین ماه سال 1390 ساعت 10:18 PM

قطعاً لیلی و مجنون بچه های پرورشگاهی بودند ، مگرنه با تبلیغات خانواده،پسره عاشق دختر داییش شده بود و لیلی هم کماکان به فکر ادامه تحصیل بود !!!

نوشته شده توسط بنیامین | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 11 فروردین ماه سال 1390 ساعت 11:30 PM

از عصر تا حالا که "جدایی نادر از سیمین" رو دیدم حسابی بهم ریختم. اینکه فیلم چی می خواست بگه و حاشیه هاش به کنار. اما این حال بد من  اسمش "افسردگی" هست. بیماری که به خودی خود به جان جوانها افتاده و خودشون از زمین و زمان بهانه پیدا می کنند برای تشدیدش. میون این همه ناامیدیهای کاذب، پا میشی میری سینما، که حالت خوب بشه، اونوقت ...

داشتم خفه می شدم. برنامه راز، حاتمی کیا بود. یه دفعه طالب زاده به این قضیه اشاره کرد که بعضی از این فیلمهایی که خیلی هم جایزه گرفتن رو، اگه یه عصر جمعه تلویزیون پخش کنه، کل ایران افسرده میشن! نظر حاتمی کیا خیلی جالب بود: "من اصلا نمی بخشم خودم رو اگه فیلمی بسازم که مخاطبم رو ناامید کنم.من کی ام که در این کائنات و جهان به این بزرگی، به جان این جامعه یخی بیندازم و بگم هیچ روزنه ی نوری نیست. خیلی بی انصافیه! خیلی بی اخلاقیه که هنرمندی چنین خفقانی ایجاد کنه. این خفقان از خفقان سیاسی خیلی بدتره. که بگی هیچ امیدی به هیچ کس نیست. چه به فرزندمون، چه به بزرگمون. همه دروغگوییم و همه جبرا می گوییم و در اختیار ما نیست. پس جمع کنیم بریم اونور آب..."


نوشته شده توسط آصف | چاپ یادداشت | 3 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 8 فروردین ماه سال 1390 ساعت 09:25 AM
به روزهای سخت نبودنت قسم
که بودنت هم دردی را دوا نکرد ...

نوشته شده توسط هلیا | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5    >>
آرشیو
اردیبهشت 1391
شیدسچپج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


عنوان آخرین یادداشت ها
» حواست باشد تو را نبیند
» جبر و اختیار
» مسیر انحرافی
» حقیقت
» فراموش کار
» محرم
» اشک
» نترس از بدنام شدن!
» دلیل ...
» مادر
» همین الان!
» غروب جمعه
» هذا یوم الجمعه
» قاصدک قاصدک بود؟
» نجات
» مُرد، می‌فهمی؟!
» مرا آتش به جان بگذارو بگذر ...
» هوای مملکت عاشقان سیاسی نیست ...
» پیشنهاد هفته
» الهی
» قناعت نکنید لطفا!
» عشق شاید کافی نباشد اما لازم است ...
» سکوت، هویت دارد، حرف دارد ...
» قیدار
» در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور ....
» هذا یوم الجمعه ...
» پیشنهاد 1
» این راهش نیس
» محبت
» دنیای آدمها ...
» سه روز گذشت
» هذا یوم الجمعه ...
» این خنده که دریغش کردی...
» روضه!
» بلـــــه!
» به یک میزان ...
» بهانه
» جملات غرور آفرین
» آنچه خواندیم و شنیدیم همه باطل بود...*
» میدانم میدانی و من نمی دانم
» خیال کن!
» هموار
» حضرت یار
» سفر به عرش
» جاری نشوید در کویر ...
» انسان سازی
» خورشید پشت ابر نمی مونه اما...
» گل‌آرایی ذهن!
» به امید رسیدن به مقصد ....
» هذا یوم الجمعه ...
» ما مدعیان صف اول بودیم...
» حال این شبهای من...
» به ناگه شعله ای برشد...
» شروع
» تو از خود دور شو، نزدیکی این است
» هر کس همان‌گونه زندگی می‌کند که ...
» سیاره‌ی رنج!
» نسبت منت به محبت= بی نهایت
» هذا یوم الجمعه!
» مثلا اگر شهید بشود...
» بترسید از خرده علمی که توهم دانستن ایجاد کند ...
» منشاء اراده ، حُب است...
» اخلاص!
» عَربده ی ادبی....
» حالا که رفته از دلت آهو،چه می کنی...؟
» قضاوت نکن!
» واقع بین
» یغما
» حلوای تلخ
» ناخودآگاه ...
» شب زنده‌داری
» میلاد بانوی صبر مبارک
» حکمتت را میدانم
» نوید و نگار ...
» تقوا چیست؟!
» عید
» [ بدون عنوان ]
» برای ندیدن سقوط!
» من اشک می‌ریزم، پس هستم ...
» بانوی وبلاگ نویس!
» حراج نوروزی یا ...
» پیشنهادهایی برای کتابخواری در ایام نوروز
» [ بدون عنوان ]
» اثرات گناه
» هفت سین و یه قاف
» بهانه...
» :)
» الناس عبید الدنیا ...
» مردم
» درس این هفته: کمک های اولیه سوختگی